وقتی حتی گفتنِ یه درخواست ساده هم سخت میشه
تا حالا شده جلسهای باشی و دلت بخواد از همکارت بخوای کار مشخصی رو بهموقع تحویل بده، اما ته دلت بترسی که نکنه ناراحت شه یا فکر بدی کنه؟ شده پروژهای رو تو سکوت به دوش بکشی، چون ترجیح دادی چیزی نگی تا مبادا مرزها رو بههم بزنی؟ انگار یه صدای ناپیدا توی سرت میگه «الان وقتش نیست»، «بهتره چیزی نگم»، «خودش باید بفهمه»…
این صدای درونی، نشونهی ناهموارییه که خیلی از ما تجربهش میکنیم؛ تداخل مرزها یا Boundary Diffusion.

مرزهای نادیده گرفتهشده، نقشهای گمشده
مرز داشتن بهمعنای فاصله گرفتن یا خودخواهی نیست؛ یعنی شفاف بودن در مورد نیازها، انتظارات و محدودههای خودمون. اما اگه از کودکی یا در محیطهای کاری قبلی یاد گرفته باشیم که خواستههامون مزاحم دیگرانه، یا اینکه باید همیشه در دسترس، منعطف و "همهکاره" باشیم، مرز داشتن میشه چیزی خلاف بقا.
در محیطهایی که نقشها شفاف نیستن یا افراد برای تأیید گرفتن، زیاد از مرز خودشون عبور کردن، کمکم این باور شکل میگیره که اگر مرز داشته باشم، دوستداشتنی یا قابلاعتماد نیستم. این یعنی فرسودگی، خشم فروخورده و رابطههای ناپایدار.
تمرین احترام، از خودت شروع کن
برای عبور از این ناهمواری ذهنی، ترکیب دو ابزار کاربردی پیشنهاد میشه:
۱. تنظیم توافقهای تیمی بر اساس مدل Team Canvas
۲. تمرین ارتباط قاطعانه (Assertive Communication)
چطور انجامش بدیم؟
توی تیم یا حتی جلسات دو نفره، با الگوی Team Canvas در مورد نقشها، ارزشها و توقعات به توافق برسین. نوشتن توافقات باعث میشه ذهن هم از تداخل نجات پیدا کنه.
به جای «تعارف ایرانی»، از جملات شفاف، محترمانه و قاطع استفاده کن. نه انفعالی، نه تهاجمی. جملهای مثل:
«میتونم ازت بخوام این کار رو تا پنجشنبه انجام بدی؟ چون بعدش لازمش دارم.»
تمرین روزانه:
هر شب، یک موقعیت در روز رو که توش خواستهات رو نگفتی، یادداشت کن. بعدش بنویس اگه میخواستی قاطعانه و محترمانه بیانش کنی، جملهات چی میبود. فقط ده دقیقه. ولی این تمرین، مرزهای ذهنت رو بازسازی میکنه.
مرز گذاشتن یعنی خودت رو جدی گرفتن
اینکه بدون خشونت، بتونی خواستهات رو مطرح کنی، یه مهارته. نه یه ویژگی ذاتی. اگه هنوزم تو صف خرید، وسط جلسه یا تو پیامهای کاری نمیتونی راحت بگی چی لازم داری، اشکالی نداره. این مسیر کامل نیست. اما هموار کنارت هست تا با تمرینهای ساده، مرزها رو بهجای مانع، تبدیل به مسیر رشد کنی.
هموار، فقط یک فضای کاری نیست
هموار فقط یه فضای کاری اشتراکی نیست؛ بستریه برای تمرین مهارتهایی که جاشون توی هیچ درسی نبوده، ولی توی تمام روزمرهمون نقش دارن. مثل مهارت مرز داشتن، ارتباط مؤثر و نظم ذهنی. اینجا نه فقط کار میکنی، بلکه با کمک تجربهی جمعی یاد میگیری چطور از ناهمواریهای ذهنیات عبور کنی.





